در مراسم عقد رو به همسرش کرد و گفت"می گویند دعای عروس در هنگام عقد مستجاب می شود" بعد مکثی کرد و از همسرش خواست که در لحظه ی عقد برای او دعا کند که شهید شود...
شب عملیات بدر به نیروهایش گفت "قمقمه ها را زیاد پرنکنید آخر ما به زیارت کسی می رویم که لب تشنه شهید شد"...
مثل بسیاری از شهدای دیگر از زمان شهادتش خبر داشت...
در عملیات بدر لب تشنه شهید شد...
وتا کنون دیگر از او خبری نشد...
فرازهایی از وصیت نامه شهید:
"دخترم می دانم که حالا کوچکی و مرا به یاد نمی آوری... ولیکن دخترم وقتی که بزرگ شدی حتما جویای حال پدرت و علت شهادت پدرت خواهی بود.. بدان که پدرت یک پاسدار بود و تو نیز پاسدار خون پدرت باش..
دخترم می دانم یتیمانه زندگی کردن و بزرگ شدن در جامعه مشکل است...لیکن بدان که حسین و حسن و زینب یتیم بودند...
پدر و مادر عزیزم که غم و اندوه شهادت برادرم مهدی از دل شما بیرون نرفته.. مبادا از شهادت من و برادرم متاثر شوید.. هر چه گریه می کنید گریه بر مصیبت های سرور شهیدان و اهل بیت او باشد. نه تنها برای من و مهدی ودیگر شهیدان گریه نکنید بلکه مزار ما را هم جستجو نکنید...
به این بیاندیشید که ما برای چه شهید شدیم و چه راهی را برای رسیدن به معبود و مقصود خود برگزیدیم"...
سلام...
شهدا هم عالمی داشتن...
حالی کردن ....
خدا عاقبت هممون رو بخیر کنه....
گل اشکم شبی وا میشد ای کاش
همه دردم مداوا میشد ای کاش
به هر کس قسمتی دادی خدایا
شهادت قسمت ما میشد ای کاش …
***
سلام
با شهدا محشور شوید . انشاءالله
به امید دیدار مجدد
التماس دعا
خدا پر داد تا پرواز باشد


گلویی داد تا آواز باشد
خدا می خواست باغ آسمانها
به روی ما همیشه باز باشد
سلام بزرگوار
متشکریم از بابت حضور همیشگی و سبزتون در مدت زمان غیبتمون
التماس دعای فرج
شهدا
حمدی بخوانید برای ما مردگان ...
سلام بر شما
خدا قوت
التماس دعا
سلام ممنون لینک شدید...
با نام روایت عشق اکر تمایل داشتید لینک بفرماىىی...
بازهم یک شب مهتابی ، اما نه یک شب رویایی


باز هم آسمان بارانی ، اما باران دلتنگی نه عاشقی...
باز هم امروز باز هم فردا ، اما اینبار بی هدف تر از گذشته...
انتظار تنها ذکر دقایق بی تو ...
و حالا آرزو ذکر دائمی قلب من
التماس ذکر مقدس چشمانم و چشمانم که از خیسی به رودخانه می مانند...
و تنها حسرتی مانده از دقایق ، ثانیه ها و ساعت های با تو بودن ...
دوری را دیده بودم اما فاصله را حس نکرده بودم ..
فریاد را شنیده بودم اما غم را ندیده بودم ...
با سلام و تشکر از حضور سبزتون
التماس دعای فرج
یه سوال فنی:
به نظرتون اون عروس دلش اومده دعای شهادت رو بکنه تو اون لحظه؟؟!!
سلام
کمتر کسی پیدا میشه برا عزیزش اینجوری دعاکنه...
دلش نیومد ولی... اون لحظه اول برای شهادت همسر و بعد برای شهادت خودش دعا کرد..
سلام
ممنون از حضورتون
وبتون عالیه
موفق باشین
بازم سر بزنین خوشحال میشم
سلام
از آنان که از جان و خوشی خود گذشتند و در رکاب امام روح الله جنگیدند و وجبی از خاک میهنمان را به نا اهلان ندادند همین انتظار می رود....
آنان عاشقی را خوب بلد بودند و راه رسیدن به معبود را پای درس استاد و مولایشان نشسته بودند
باشد بتوانیم ادامه دهنده راهشان باشیم
از حضورتان سپاسگذارم
یا علی
منتظر حضورتان هستیم